تبليغاتX
دفتر خاطرات من - بی نهایت به راهنمایی نیاز دارم




















دفتر خاطرات من

برای دل خودم

همه حرفهایی که اینجا می نویسم حرفهای دلمه پس خواهش می کنم دلسوزانه بخونین و نظر بدین :

چند روزه دارم به این فکر می کنم که من به درد شغل دولتی اونم از نوع کارمندی نمی خورم ، از اینکه باید هر روز صبح زود بیدار شی و تند و تند بیای اداره و بعد هم در یه محیط خشک و خالی از احساس (نمیدونم بقیه ادارات هم همینطوره آیا؟) کار کنی متنفرم ، از اینکه مجبورم از صبح تا بعد از ظهر کسانی رو تحمل کنم متنفرم ، از اینکه نصف بیشتر عمرم رو پشت میز و صندلی بشینم و هر چی درد و مرضه توی دنیا بگیرم متنفرم ، اگر کارم راحت بود اگر محیط کارم اون آرامش رو داشت که من ازش لذت ببرم اگر همکارام جوری بودن که از بودن باهاشون لذت می بردم اگر و هزاران اگر دیگه شاید اینجوری فکر نمی کردم ولی حالا نمی تونم فکرش رو بکنم که سالها جون بکنم تا آیا تبدیل وضعیت بشم یا نه ، اگر رسمی این اداره دولتی بودم که اسمش تا فراسوی مرزهای کشورمون رفته و همه کشور ما رو به این نام میشناسن هیچ دلهره و اضطراب و نگرانی و ناراحتی نداشتم ولی حالا تمام کارها و بدبختی ها رو می کشیم و پولش توی جیب کسای دیگه میره

به سرم زده برم توی کار آزاد البته نه اینکه یه دفعه ای بیام خودم رو بدبخت کنم بیشتر دوست دارم از کم شروع کنم تا به زیاد برسم ، فعلن دارم پول جمع می کنم تا بتونم یه شرکت بزنم که هم خودم رئیس خودم باشم و هم اینکه بتونم به اون زندگی که مدنظرم هست برسم ، نه مسافرتی نه برنامه ای ، هر جا میری زیر ذره بینی نمی تونی درست بپوشی درست بگردی اونجوری که به سلیقه ات هست رفتار کنی ، نمی دونم شاید شما هم مشکل منو داشته باشین ولی من دیگه واقعا بریدم

فشار درسها و امتحانات از یه طرف ، فشار کاری از یه طرف ، مسئولیت خونه و زندگی هم از یه طرف دیگه و همه اینها به کنار مجبوری جوری زندگی کنی که تو نیستی ، قبل از اینکه بیام اداره بی نهایت شلوغ و شیطون و شاد و ترگل ورگل بودم ولی حالا چون خیلی از حرفها رو نباید بزنم خیلی کارها رو نباید انجام بدم خیلی جاها رو نباید برم و ... به یه فرد افسرده و عصبی تبدیل شدم

همه میخوان از کارت سردرآرن ، بدونن کجا زندگی می کنی چی می پوشی چی می خوری کجا میری با همسرت و خانواده همسرت رابطت چطوره ، خونوادت کین کجان چیکار می کنن و بعد هم بشینن و پشت سرت حرف بزنن ولی من اینجور زندگیها رو دوست ندارم ، دلم میخواد آزاد باشم فقط همین

دلم میخواد صبح که میشه با فکر باز روزم رو شروع کنم نه با یه عالمه فکر بیخود ، دلم میخواد هر روز چهره ام جوونتر و شاداب تر بشه نه اینکه مجبور باشم هر روز مثل یه مرده متحرک بیام اداره و اصلا ندونم چطوری ساعت شش بعد از ظهر شده ، بعد هم هول هولکی برم خونه و اصلا ندونم باید از کجا شروع کنم بخوابم و استراحت کنم شام بپزم خونه رو مرتب کنم و ... مهمون و مهمونی رفتن هم جای خودش

با توجه به رشته ام می تونم یه شرکت بزنم و تمام کارای مربوط به کامپیوتر رو انجام بدم فقط می مونه هزینه ای که باید برای این کار پس انداز کنم ، توی رشتم پیشرفت می کنم و راحت تر می تونم ادامه تحصیل بدم و به اون هدفی که مد نظرم هست برسم آخه میدونین من خیلی دوست دارم استاد دانشگاه بشم ، هر کلاسی دوست داشته باشم می تونم برم و استفاده کنم ، می تونم کلاس خصوصیهای زیادی برگزار کنم ، برنامه بنویسم کامپیوتر تعمیر کنم و کلی کارای دیگه و این باعث میشه که بتونم شرکتم رو گسترش بدم و بعد هم با همکاری همسرم چند نفر رو استخدام می کنیم و می تونیم از این راه زندگی خیلی خوبی داشته باشیم ، البته باید اول از نظر پشتوانه مالی به حد مطلوبی برسیم تا بتونیم شروع کنیم

اینجا من هیچ گونه پیشرفتی که نمی کنم هیچ حتی دارم از حوصله میرم دارم مریض میشم بی نهایت گوشه گیر و منزوی شدم و اصلا دچار بیزاری از محیط اطرافم شدم صبح ها به زور اداره میام و هر لحظه چشمم به ساعته ، دوست ندارم فکر کنین که چون امتحاناتم شروع شده اینجوری شدم نه اصلا اینطور نیست من ماههاست که دارم ذره ذره آب میشم و میشکنم ولی صدای شکستنم رو فقط خودم میشنوم و دیگه هیچ کس

همسرم به اینکه من شغل دولتی داشته باشم خیلی اصرار داره و معتقده که بعدها پشیمون میشم ولی آخه من احساس می کنم هر کسی را بهر کاری ساخته اند وقتی من می تونم درآمدی خیلی بیشتر از اینجا داشته باشم و برای خودم بیمه پرداخت کنم و در آینده حقوق بازنشستگی داشته باشم و در کنارش به علائقم برسم و بعد هم به هدفم برسم دیگه مشکلی نمی تونه وجود داشته باشه

تازه می تونم هر جا دوست دارم زندگی کنم نه اینکه خودم رو محصور به زندگی در جایی بکنم که هیچ پیشرفت و تنوع و شور زندگی درش نیست ، جايی که هیچ طراوت و تازگی نداره ، من نمی تونم تصور کنم که در آینده بچه من اینجا بزرگ بشه و اینجا زندگی کنه ، دوست دارم اون کمبودهایی رو که من توی زندگیم داشتم بچه من نداشته باشه ، زندگی که فقط پول و کار دولتی نیست ، زندگی چیزای دیگه هم هست زندگی لذت بردن از کاریه که انجام میدی نه اجبار برای بودن در جایی که تو نیستی

به نظر من کار دولتی برای کسایی خوبه که فن و رشتشون به درد کار آزاد نمی خوره یعنی در واقع یا تحصیلات ندارن ویا رشته تحصیلیشون فنی نباشه و در ضمن کار دولتی بیشتر به درد مردها می خوره که توی خونه نشینن بیان توی اداره و کلی دوست و رفیق پیدا کنن و ندونن کی شب شده و باید برن خونه ، جدی می گم هیچ کاری برای مردها راحت تر از کار اداری نیست ، ولی ما خانومها که کلی مسئولیت به گردنمون هست و تازشم خیلی زود فرسوده میشیم بر اثر مادر شدن و مادر موندن!!! یعنی تلاش یعنی زحمت برای فرزندی که تموم زندگیت رو حاضری به پاش بریزی یعنی استرس یعنی فشار

من دوست دارم هم منبع درآمدی داشته باشم که پر سود باشه تا درآینده تکیه گاه همسر و فرزندم باشم و هم اینکه بتونم با علم روز جلو برم نه اینکه همش درجا بزنم

الان که من دانشگاه میرم وقتی برای درس خوندن ندارم ، تو رو خدا نگین نه که دیوونه میشم ، مثلا من بعضی از روزها مجبورم تا ساعت پنج و نیم و شش اداره باشم و وقتی میرسم خونه یه جنازه تموم عیار میشم ، مثلا تصمیم گرفته بودم که زود برم خونه ولی باز هم نمیشه که نمیشه یعنی یه روز میشه دو روز نمیشه

خیلی وقته خرید نرفتیم کلی چیز میز توی خونه کم دارم ولی اصلا وقت خرید رفتن رو ندارم ، سردردهای عصبی زیادی می گیرم ، از همه کس و همه چیز بیزار شدم و دلم میخواد تنها باشم ، بعضی ها که اطرافم هستن بی نهایت حسودن و من دلم میخواد هیچ وقت اونا رو نبینم بعضی ها خیلی مغرورن و من دلم میخواد خفشون کنم بعضی ها خیلی ریاکارن و من دلم میخواد بکوبونمشون ، می دونم و می دونم و می دونم که شما هم با همچین آدمایی سر و کار دارین ولی شاید مثل من فکر نکنین

قبل از اینکه اداره بیام کلاسای هنری می رفتم رنگ و روغن و گاها شب شعر و کلاسای نقد شعر ، باورتون میشه هنوز وقت نکردم کتاب شعری رو که با زحمت چاپ کردم پخش کنم ، باورتون میشه دیگه حتی نمی تونم دو خط شعر حفظ کنم و یا دنبال کارای بقیه شعرام برم ، یادش بخیر اون موقع ها چقدر شاد بودم و هدفمند و چقدر انرژی داشتم

منتظر راهنماییهاتون هستم و احتمالا این پستم رو حذف کنم.

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 12:21 توسط نگار| |


Design By : Night Skin